ماده 709
جراحات سر و صورت و دیه آنها بهترتیب ذیل است:
الف-حارصه:خراش پوست بدون آنکه خون جاري شود، یکصدم دیه کامل
ب-دامیه:جراحتی که اندکی وارد گوشت شود و همراه با جریان کم یا زیاد خون باشد، دو صدم دیه کامل
پ-متلاحمه:جراحتی که موجب بریدگی عمیق گوشت شود لکن به پوست نازك روي استخوان نرسد، سهصدم دیه کامل
ت-سمحاق:جراحتی که بهپوست نازك روي استخوان برسد، چهار صدم دیه کامل
ث-موضحه:جراحتی که پوست نازك روي استخوان را کنار بزند و استخوان را آشکار کند، پنجصدم دیه کامل
ج-هاشمه:جنایتی که موجب شکستگی استخوان شود گرچه جراحتی را تولید نکند، دهصدم دیه کامل
چ-مُنَقَّ له:جنایتی که درمان آن جز با جابه جا کردن استخوان میسر نباشد، پانزدهصدم دیه کامل
ح-مأمومه:جراحتی که به کیسه مغز برسد، یکسوم دیه کامل
خ-دامغه:صدمه یا جراحتی که کیسه مغز را پاره کند، که علاوه بر دیه مأمومه، موجب ارش پاره شدن کیسه مغز نیز میباشد.
تبصره 1-جراحات گوش، بینی، لب، زبان و داخل دهان، در غیر مواردي که براي آن دیه معین شده است، در حکم
جراحات سر و صورت است.
تبصره 2-ملاك دیه در جراحتهاي مذکور، مقدار نفوذ جراحت بوده و طول و عرض آن تأثیري در میزان دیه ندارد.
تبصره 3-جنایت بر گونه در صورتیکه داخل دهان را نمایان نسازد، موجب یکبیستم دیه کامل و اگر بهنحوي باشد
که داخل دهان را نمایان سازد، موجب یکپنجم دیه کامل است.در این مورد چنانچه پس از بهبودي جراحت، اثر و
عیب فاحشی، در صورت باقی بماند، علاوهبر آن، یکبیستم دیه دیگر نیز باید پرداخت شود.
تبصره 4-هرگاه جنایت موضحه صورت بعد از التیام، اثري از خود بر جاي بگذارد، علاوه بر دیه موضحه، یکهشتادم
دیه کامل نیز ثابت است و هرگاه جنایت در حد موضحه نبوده و بعد از التیام اثري از آن باقی بماند، علاوهبر دیه جنایت،
یکصدم دیه کامل نیز ثابت است و چنانچه جنایت، شکافی در صورت ایجاد کند دیه آن هشتصدم دیه کامل است.